سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
بسا یک خوردن که مانع شود لذّت از خوردنیها را بردن . [نهج البلاغه]

javahermarket

 
شنبه 91 دی 30 , ساعت 8:4 صبح

مذاکره بر سر حقوق و مزایا

 


مذاکره بر سر حقوق و مزایایکی از سخت ‌ترین بخش ‌های فرآیند یافتن شغل، بحث بر سر میزان حقوق و مزایا است. نحوه‌ اجرای این کار ممکن است باعث ایجاد تفاوت فاحشی در دوران شغلی شما شود. این موضوع را به قضا و قدر واگذار نکنید. این مهم است که چیزی را که فکر می‌ کنید شایسته‌ اش هستید تقاضا کنید . برخی از سؤالات مفید در مذاکره بر سر بهترین حقوق و مزایا ، عبارتند از:
? آیا ارزش بازار خود را می‌دانید؟
? آیا می ‌دانید طیف دستمزدها در کاری که به آن مشغول هستید، چقدر است؟
? شما در چه مرحله ‌ای از دوران شغلی خود هستید؟
? وقتی در مورد حقوق و مزایا صحبت می ‌کنید، احتمال دارد که مصاحبه‌ کننده چه سؤالاتی را از شما بپرسد؟
? پرسش ‌های مهم
? وقتی می ‌خواهم بر سر حقوق و مزایا صحبت کنم، مهم ‌ترین موضوعاتی که باید به خاطر داشته باشم چه هستند؟
حس ارزشمندی شما، مهم ‌ترین موضوعی است که باید در ذهن خود داشته باشید. شما باید بتوانید به لحاظ ذهنی و احساسی، تمامی کارهای خود را انجام دهید. بدین ترتیب، از اعتماد به نفس بالایی در قبال بحث کردن پیرامون ارزش خویش با سازمان مد نظرتان برخوردار خواهید بود.
? این نخستین شغل من خواهد بود. آیا حقوق من از پیش تعیین شده نیست؟
همه‌ مشاغل دارای یک طیف حقوق و دستمزد مشخص هستند. احتمالاً، مدیر استخدام‌ کننده تلاش می‌ کند تا حقوق شروع به کار شما را در پایین ‌ترین طیف مشخص کند اما همواره امکان گفتگو و مذاکره بر سر حقوق و مزایا وجود دارد.
? آیا باید هر آنچه را که آنها می‌ گویند، بپذیرم؟
وقتی برای خرید به یک فروشگاه می‌ روید، انتظار دارید برای محصول مد نظر خود، قیمت رایج در بازار را بپردازید. وقتی موضوع حقوق و مزایا مطرح است، تقریباً همه می‌ دانند که باید بر سر این موضوع چانه زد و این امر بدان معنا است که شما الزاماً نباید پیشنهاد اول را بپذیرید.
? عملی ساختن آن
? ارزش خود را در بازار بدانید
همواره راه‌ هایی برای کشف ارزش شما در بازار وجود دارد. اگر در مرحله فارغ ‌التحصیلی از دانشگاه هستید، دفتر توسعه‌ شغلی مستقر در دانشگاه می ‌تواند اطلاعات فراوانی را در خصوص دستمزدهای شروع کار و انواع مختلف مشاغل پیش روی شما را، در اختیارتان قرار دهد. اگر شاغل در کاری هستید، خوب است که حداقل سالی دو مصاحبه‌ شغلی داشته باشید حتی اگر به دنبال تغییر شغل خود نیستید. بدین ترتیب متوجه خواهید شد آیا تجارب و مهارت ‌های شما در بیرون از سازمانتان طرفدار دارند یا خیر. در این صورت، شما می ‌توانید به تناسب میان حقوقی که دریافت می‌ کنید و ارزش خودتان پی ببرید. اینها معیارهای خارجی سنجش ارزش ‌ها هستند.
البته بهتر است که یک سنجش درونی نیز از ارزش خود داشته باشید. به منظور آماده شدن برای حضور در یک مصاحبه‌ شغلی، باید فهرستی از نقاط قوت، مهارت ‌ها و تجاربی را که می ‌توانید به سازمان خود اعطا کنید، تهیه نمایید. وقتی سازمان آماده شد تا شما را برای شغل مورد نظر انتخاب کند، شما از نظر ذهنی و احساس در موقعیت بهتری برای مذاکره کردن بر سر حقوق و مزایای مد نظر خود قرار خواهید داشت البته به شرط اینکه به ارزشمندی خود اعتماد و اطمینان داشته باشید.
از طیف دستمزدهای شغلی که مد نظر شما است، آگاهی داشته باشید.
روش ‌های مختلفی برای آگاهی از این موضوع وجود دارد. برخی از سایت ‌های اینترنتی که در پایان همین مقاله بیان شده‌ اند، دارای امکاناتی برای محاسبه‌ دستمزدها هستند اما شما باید آنها را کمی پایین‌ تر از حد واقعی برآورد کنید. چند روش که برای این منظور به افراد کمک می ‌کنند، عبارتند از:
? مطالعه‌ نشریات صنعتی – اکثر این نشریات دارای گزارش ‌های سالانه پیرامون وضعیت دستمزدها در صنایع هستند؛
? به یک انجمن حرفه ‌ای یا صنعتی بپیوندید و از شبکه آن برای آشنایی با طیف حقوق و مزایا استفاده کنید؛
? با افرادی صحبت کنید که در جایگاه مشابهی کار می ‌کنند. ببینید وضعیت کاری آنها چگونه است و در صورت امکان از میزان دریافت حقوق و مزایای آنان آگاه شوید .
به هنگام مذاکره بر سر حقوق و مزایا، در نظر داشته باشید که در چه مرحله‌ای از کسب و کار خود هستید.
سه مرحله‌ اصلی دوران شغلی عبارتند از ابتدایی، میانی و پایانی. اگر در مراحل نخست دوران شغلی خود هستید، می‌ توانید برای به دست آوردن یک شغل مناسب، در شرکتی در حال رشد، با استفاده از فرصت برای به دست آوردن مهارت ‌های ارزشمند و یا کار کردن بر روی پروژه ‌ای که عمیقاً بدان علاقه دارید، حقوق کمتری را طلب کنید.
اگر در مراحل میانی دوران شغلی خود هستید، ممکن است به مزایایی همچون خدمات درمانی و بازنشستگی بیشتر از حقوق خود علاقه ‌مند باشید. همچنین ممکن است از خود بپرسید که قصد دارید چه قدر در این شغل جلو بروید و چگونه می ‌توانید میان کار و زندگی خانوادگی خود توازن برقرار کنید.
اگر در مرحله‌ آخر دوران شغلی خویش هستید، ممکن است حقوق برای شما مهم باشد یا نباشد که این امر به میزان آمادگی شما برای دوران بازنشستگی بستگی دارد. اما همانند افرادی که در میانه‌ دوران شغلی خود هستند، مزایا، از حقوق و دستمزد نیز برای شما مهم‌تر است. ولی آنچه که برای شما از این دو نیز مهم ‌تر است، آن است که با احترام بازنشسته شوید.
? برای پردازش پرسش ‌های مربوط به توقعات دستمزد خود ، آماده باشید
از شما پرسیده می‌ شود: «شرایط شما برای حقوق و دستمزد چیست؟» در اینجا است که شما نمی ‌دانید دقیقاً چه بگویید. لذا باید انتظار مواجهه با چنین پرسشی را داشته باشید. شاید به شما توصیه بشود که با طرح یک سؤال به این پرسش پاسخ دهید: «پیشنهاد شما چیست» یا «من نمی ‌دانم چقدر بابت این شغل پرداخت می ‌شود.» یعنی شاید انداختن توپ به زمین مصاحبه‌ کننده برای شما خوب باشد اما در عین حال ممکن است این فکر را به ذهن مصاحبه‌ کننده متبادر کند که شما دقیقاً نمی ‌دانید چه می‌ خواهید. مذاکره بر سر دستمزد، فرصتی مناسب برای ابراز مهارت ‌های حرفه ‌ای شما است. اگر خوب از عهده‌ این کار برآیید، نظر مدیر استخدام‌ کننده را به خود جلب خواهید کرد . از سوی دیگر، اگر شما اولین پیشنهاد دستمزد را بپذیرید، این امر نشان می ‌دهد که شما اعتماد به نفس نداشته و توانایی دفاع از شایستگی ‌های خود را ندارید. ضمنا اگر این شغل اول شما باشد، بدیهی است که افزایش حقوق ‌های آتی، مبتنی بر حقوق فعلی شما خواهد بود. بنابراین اگر شغلی با حقوق محدود را انتخاب کنید، امکان افزایش حقوق خود در طول زمان را از دست داده ‌اید.
شما باید به خوبی ارزش خود در بازار را بشناسید و از اهمیت نسبی توانایی خود و مزایایی که دریافت می ‌کنید، آگاه باشید. اگر درباره‌ حقوق و مزایا از شما پرسیده شد، رقمی را بگویید که حداقل رقم قابل قبول برای شما و رقمی موجود در طیف حقوق و مزایای این شغل است.
برای ارزیابی این موضوع که آیا رقمی که گفته اید در حد توقعات است یا خیر، به حرکات بدن مصاحبه‌ کننده پس از شنیدن رقم پیشنهادی خود توجه کنید. اگر مصاحبه‌ کننده این رقم را خیلی بالا می ‌داند، به نقاط قوت، مهارت ‌ها و تجاربی اشاره کنید که می ‌توانید در اختیار سازمان قرار دهید. در عین حال، به نتایجی اشاره کنید که انتظار دارید از طریق کارخود به دست آورید. باز هم تاکید می شود که به خاطر داشته باشید که بر ارزش خود تمرکز کنید نه بر مسایل مالی.
? پیشنهاد نهایی آنها را دریافت کنید
ممکن است در خلال مصاحبه، پیشنهاد نهایی را دریافت نکنید. لذا بهتر است که یک یا دو روز فرصت بخواهید تا درباره‌ پیشنهاد آنها فکر کنید به ویژه اگر توجه شما را به خود جلب کرده است. شما حق دارید برای فکر کردن زمان بخواهید زیرا پذیرش این پیشنهاد می‌ تواند مهم‌ ترین تصمیم زندگی شما باشد. اگر صادقانه برخورد کنید، می ‌توانید امیدوار باشید که آنها بخواهند دوباره با شما صحبت کنند.
? اشتباهات رایج
به شما گفته شده که این پیشنهاد نهایی است و شما نیز آن را می ‌پذیرید
معمولاً، «پیشنهاد نهایی» به پیشنهاد دستمزد اطلاق می ‌شود اما همیشه امکان مذاکره بر سر مزایای بهتر وجود دارد. ولی اگر این امر عملی نشد، آنگاه بپرسید که آیا امکان افزایش حقوق و مزایای شما بر مبنای عملکردتان وجود دارد یا خیر.
? دارای توقعاتی بالا و غیرواقع ‌بینانه در قبال حقوق پرداختی خود هستید
این اشتباه بیشتر برای جوانانی مصداق دارد که تازه از دانشگاه فارغ ‌التحصیل شده ‌اند. لذا با مراجعه به مرکز توسعه‌ شغلی دانشگاه، ضمن دستیابی به توقعات واقع ‌بینانه ،اطلاعات خوبی در مورد دستمزدهای شروع در اختیار شما قرار خواهد گرفت . اگر هم برای مدتی از دانشگاه فاصله گرفته‌ اید، اساتیدتان با علاقه، اطلاعاتی در مورد دستمزدها به شما ارائه خواهند کرد .
? شما بالاترین پیشنهاد را می ‌پذیرید حتی اگر این شغل متناسب با علایق شما نباشد
اغلب افراد فکر می ‌کنند که تصمیمات شغلی باید مبتنی بر دستمزدها باشند. البته بدیهی است که شما بخش زیادی از زمان خود را در کارتان خواهید گذراند و اگر به سازمان خود و کاری که می کنید علاقه ‌مند نباشید، این امر می ‌تواند به شدت بر کیفیت زندگی شما تأثیر بگذارد و هیچ پولی هم نمی ‌تواند این تاثیر منفی را جبران کند. لذا ضروری است که به هنگام اتخاذ تصمیمات شغلی و کاری، میان نیازهای کاری و نیازهای مالی خود توازن برقرار کنید.

شنبه 91 دی 30 , ساعت 8:2 صبح

برخورد با شکست‌های شغلی

 

مؤسس IBM، توماس واتسن می گوید: "اگر می خواهید میزان موفقیتتان را بالا ببرید، شکست هایتان را دو برابرکنید."
وقتی می خواهید تاثیری شگرف در محل کار خود بگذارید و مرکز توجه باشید، ممکن است با شکست های کوچک و بزرگ از هدف خود جا بمانید. اما طریقه ی برخورد شما با شکستهایتان همان چیزی است که به موفقیتتان کمک می کند. سؤال اینجاست: آیا آنقدر باهوش هستید که بتوانید از شکست هایتان درس بگیرید؟
شکست های شغلی جزئی از کارتان است، اما اگر درست با آن برخورد کنید، می تواند در طولانی مدت موفقیت های بزرگی عایدتان کند. در این مقاله قصد داریم تکنیک هایی به شما آموزش دهیم که از طریق آنها بتوانید شکست های کاریتان را رفع و رجو کنید.
? از دست دادن فرجه تحویل کار
وقتی فرجه ای را از دست می دهید، احساس ناراحتی و خستگی به شما دست خواهد داد، اما سعی نکنید با این تغییر اخلاق، همه را از این شکست باخبر کنید. اگر مرتباً رئیستان به خاطر تحویل ندادن به موقع کار به شما گوشزد می کند، حتماً باید دوره های مدیریت زمان را بگذرانید. اما اگر می خواهید تا انبوهی از کار را در یک زمان بسیار کوتاه و ناکافی به اتمام برسانید، باید منتظر شکست باشید.
نکته: به غریزه تان اطمینان کنید. اگر احساس می کنید که زیر فشار انبوهی از کار کمرتان خم شده است، در موردش صحبت کنید. در چنین مواقعی خوب است تا مسائل را با رئیستان درمیان بکذارید تا فرجه ی شما را برای اتمام کار بیشتر کند.
? اختلاف و مشاجره
در این دورانی که اکثر کارها به صورت گروهی و جمعی انجام می گیرد، پیش آمدن اختلاف با همکاران و مشاجره و بگو مگو با رئیس، جزءِ شکست های کاری به حساب می آید.
نکته: سعی کنید به جای جانب گیری در مواقع پیش آمد اختلاف، به دنبال زمینه های مشترک باشید. اگر لازم است که سوپروایزرتان را هم در جریان بگذارید، به او بگویید که چطور اختلافات بین تیم بر بازدهی شما تاثیر منفی می گذارد.
خاطرتان باشد که انتقاد از کارتان به این معنا نیست که همکاران یا مشتریانتان شما را به عنون یک فرد نشانه گرفته اند. اگر شما حین ارائه خدمات به یک مشتری مهم، خطا کردید، دلیل بر این نیست که شما کارمند بدی هستید و کارهای نیک قبلیتان را نیز از بین نمی برد. اگر از شما انتقاد شد، ناراحت نشوید سعی کنید آن را بپذیرید.
? قصور در تعهد
محصول مورد نیاز مشتریتان سر وقت آماده نشده یا تحویل داده نشده است. البته مشکل خدماتی بزرگی است و نمی دانید که چطور باید رابطه تان را از خطر نابودی نجات دهید.
نکته: با مشتریانتان صادق باشید و به آنها بگویید حاضر به انجام هر کاری هستید تا مشکل برطرف شود. هیچوقت سعی نکنید مسائل را با سیاست لاپوشونی کنید. مشتریان شما نیز انسان هستند و از تلاش صادقانه ی شما خرسند خواهند شد. و دفعه ی بعد که باز کاری را پیش شما آوردند، آنها را با انجام سریع و کامل کارشان غافلگیر کنید.
? شانه خالی کردن از بار مسئولیت
اگر همیشه بهانه بیاورید، ممکن است بگویند فرد غیر قابل اطمینانی هستید که همیشه حالت تدافعی دارد. البته ممکن است شما فرد محکمی باشید، اما اگر بخواهید همیشه خطاها و کوتاهی هایتان را با بهانه تراشی بپوشانید، مطمئناً شکست خواهید خورد.
نکته:با واقعیات روبه رو شوید و دست از به تعویق انداختن کارها بردارید. اگر نمیرسید، از دیگران بخواهید تا به شما برای تکمیل کارها کمک کنند. اگر باز شکست خوردید، عذر خواهی کنید و کارها را بدون بهانه تراشی و شانه خالی کردن از مسئولیت سامان دهید. غرور را کنار بگذارید و از دوستانتان کمک بخواهید تا شما را در این مسیر یاری کنند. تک رو نباشید.
? اجرای ایده های اشتباه
به سبب پیگیری های خلاقانه تان، رئیس طراحی یکی از محصولات را به شما واگذار میکند. پس از اتمام کار و فقدان حتی یک مشتری برای آن محصول، وقتی انتظار تشویق و تمجید دارید، رئیس از شما گزارشی برای توجیه این سرمایه گذاری طلب می کند.
نکته: اگر ایده هایتان ناکارآمد و اشتباه از آب درآمدند، افسرده نشوید. می توانید از آن موقعیت به سودتان برای آمادگی برای پروژه های بزرگ بعدی استفاده کنید. به جای اینکه نا امید شوید، سعی کنید بفهمید که کجای کارتان اشتباه بوده است و چه قسمت هایی احتیاج به تغییر دارند. شاید بهتر بود قبل از خرج سرمایه روی آن طرح، کمی آن را ازمایش می کردید و همه ی جوانب را خوب بررسی می کردید.
اولین قدم در برخورد با شکست خوردن پروژه، قبول اشتباهتان است. اگر بخواهید به جای خودتان دیگران مقصر کنید، سودی نخواهید برد جر ایجاد استرس و فشار در محل کار و خراب کردن رابطه هایتان.
و خاطرتان باشد که ریسک کردن یکی از مهارت هایی است که برای رسیدن به موفقیت ضروری است.
? بهتر شکست بخورید
چه به خاطر درهم برهم بودن کارهایتان، و چه به خاطر گرفتن تصمیمات عجولانه شکست خورده باشید، باید بدانید که شکست یکی از بهترین ابزارهای آموزنده ای است که زندگی در اختیارتان قرار می دهد. حتی اگر با سر زمین بخورید، همیشه میتوانید از آن به عنوان درسی آموزنده برای خود استفاده کنید.


جمعه 90 تیر 3 , ساعت 11:44 عصر

محاسبه وزن ایده آل

 

 

 

 

 

 

دانستیم که وزن ایده آل چیست و به چه عواملی بستگی دارد. حال می خواهیم بدانیم چگونه وزن ایده آل خود رامحاسبه کنیم .

محاسبه وزن ایده آل روش های متفاوتی دارد. یکی از ساده ترین و مؤثرترین روش ها ، استفاده از "شاخص توده بدنی" یا BMI است.

BMI یا شاخص توده بدنی از اصطلاحات معروف علم تغذیه است. شما بوسیله BMI می توانید بدانید که آیا از لحاظ وزنی در محدوده سلامت هستید، دارای اضافه وزن و یا چاق هستید؟

BMI بدین صورت محاسبه می شود که وزن خود را بر حسب کیلوگرم بر مجذور قدتان بر حسب متر تقسیم می کنید . عددی که بدست می آیدBMI نام دارد.

 

درصورتی کهBMI محاسبه شده :

کمتر از 19 باشد ، کمبود وزن دارید و لاغر هستید.

بین 19 تا 25 باشد ، وزن طبیعی دارید و در محدوده سلامت وزنی هستید. 

بین 25 تا 30 باشد ، اضافه وزن دارید.

بیش از 30 باشد، چاق هستید.

 

 

 

 

 

افراد چاق در معرض خطرات ابتلا به بسیاری از بیماری های قلب و عروق ، فشار خون ، دیابت و غیره قرار دارند. یک فرد دارای اضافه وزن در مرز است و به راحتی می تواند با یک رژیم مناسب به محدوده سلامت وزنی بازگردد .

با این روش، شما وضعیت وزنی خود را تعیین کردید و دریافتید که در کدام گروه قرار دارید . اگر در گروه سلامت هستید به شما این نوید را می دهم که می توانید عمری طولانی تر داشته باشید و اگر از دو گروه : اضافه وزن یا چاق هستید، به شما کمک خواهم کرد تا خود را به وزن ایده آل برسانید و به عوارض ناشی از چاقی که در مبحث دیگری بیان خواهد شد دچار نشوید.

اما وزن ایده آل ما چقدر است؟

همانطوری که بیان شد وزن ایده آل به عوامل زیادی بستگی دارد که یکی از مهم ترین آنها سن می باشد.

با افزایش سن، به طور طبیعی میزان چربی ذخیره ای بدن بالا می رود و BMI افزایش می یابد.

از این رو با استفاده از جدول سن ،BMI مناسب گروه سنی خود را بیابید .

 

 

BMI گروه سنی
22 24-19
23 34-25
24 44-35
25 54-45
26 64-55
27 65 به بالا

 

ابتدا با استفاده از جدول سن،BMI مناسب گروه سنی خود را بیابید.

سپس با استفاده از فرمول BMI، وزن ایده آل خود را بیابید . شما BMI مناسب سن خود را می دانید، قدتان را نیز می دانید. پس در فرمول زیر قرار دهید:

 

مجذور قد(بر حسب متر) ضربدر BMI =   وزن ایده آل(بر حسب کیلوگرم) 

 

 

 

 

 

اکنون که وزن ایده آل خود را دانسـتید می توانید دریابید که چه میزان اضافه وزن یا کمبود وزن دارید  .

اگر علاقمند هستید که به تناسب وزن برسید و اراده ای قوی دارید با پیگیری مطالبی که ارائه خواهد شد، شما را یاری خواهیم کرد تا به هدفتان برسید.  

* نکته:

درصورتی که قدتان را به طور دقیق نمی دانید، متری را از فاصله 50 سانتی متری زمین به صورتی که صفر آن پایین باشد روی دیوار نصب کرده ، به دیوار تکیه دهید به نحوی که پشت پایتان، باسن، کتف و پس سرتان بر دیوار مماس باشد و از فردی دیگر بخواهید بوسیله خط کش یا کتابی که به صورت افقی روی سرتان قرار داده عدد روی متر را بخواند. آن را با 50 جمع کنید تا اندازه قدتان را بدست آورید .

عاتکه موسوی-کارشناس تغذیه


جمعه 90 تیر 3 , ساعت 11:36 عصر
ماجرای سگی که به دایناسور تبدیل‌شد!
ماجرای سگی که به دایناسور تبدیل‌شد!
 
دانش > طبیعت  - عرفان خسروی، پژوهشگر دیرینه‌شناس ضمن توضیح در مورد ماهیت واقعی آن‌چه به کشف بقایای دایناسور در شهرستان مشکین‌شهر تعبیر شد، انتقادهایی را متوجه رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها کرده است.

عرفان خسروی*: خبر عجیبی که طی یکی دو روز اخیر از همه رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها و حتی بنگاه‌های خبری آن‌سوی اقیانوس مخابره شد، متأسفانه باز هم نمونه دیگری از قیل‌وقال و جنجال بر سر هیچ بود.

گویا «لاشه یک حیوان عجیب‌الخلقه» و «شبیه موجودات ماقبل تاریخ» در حوالی روستای آق‌بولاغ از توابع شهرستان مشگین‌شهر کشف شده است. به گزارش خبرنگار ایرنا لاشه این حیوان بیش‌تر شبیه «پرندگان گوشتخوار فیلم‌های علمی‌تخیلی (از نسل دایناسورهای پرنده!) می‌باشد». یکی از اهالی روستا هم این لاشه را پنهان ساخته و مأموران محیط‌زیست در تلاش برای دست‌یابی به این لاشه هستند. مقام‌های محلی هم برای اطلاع از صحت و سقم این ماجرا بسیج شده‌اند. در پایان نیز اظهار نظری بدین‌ترتیب منعکس شده است: «این لاشه بسیار شبیه نسل منقرض‌شده دایناسورها و پرندگان گوشت‌خوار ماقبل تاریخ است. بر اساس تحقیقات علمی آخرین نسل دایناسورهای پرنده موسوم به تی‌رکس (عکس تی‌رکس را در اینجا ببینید) یا دایناسور ستمگر مربوط به دوره کرتاسه در ?? میلیون سال پیش می‌باشد».

واقعیت چیست؟
طی این چند روز، هر کس که اندکی با جانوران و تشریح آن‌ها سر و کار داشته، و بسیاری از افرادی که نظرات خود را در مورد این خبر در اینترنت منتشر کرده‌اند، فهمیده‌اند که این موجود چیزی نیست جز سگی که در شرایط خاص دچار پوسیدگی نامنظم در ناحیه سر و دست‌ها شده است. ظاهراً جانوری درنده نیز پیدا شده و قسمت‌هایی از بدن این سگ را خورده و شاید همین مزید بر علت پوسیدگی نامنظم و بیرون‌زدن استخوان‌های جمجمه و دست‌های سگ باشد. برخی هم ظن به سوءاستفاده و جعل (مثلاً سوارکردن کله سگ روی تن مرغ) زده‌اند. اما از آن‌جا که استخوان‌های دست حیوان آن‌طور که در عکس‌ها دیده‌می‌شود مربوط به یک سگ است، این احتمال رد می‌شود.

چطور ممکن است سگ را با دایناسور اشتباه بگیرند؟
دانش تافونومی (Taphonomy) به فرایندهای مرگ، دفن و سنگواره‌شدن جانداران می‌پردازد. اما تافونومیست‌ها همیشه مسئول بررسی سنگواره‌ها نیستند و گاه در مورد فرایندهای مربوط به پوسیدن لاشه انسان‌ها و جانوران در شرایط خاص نظرات جالبی دارند. زیرا هر از چندی موجوداتی عجیب و غریب یافت می‌شوند که دچار عوارض ناشی از پوسیدگی نامنظم هستند و درنتیجه به تصور افراد معمولی از لاشه درحال گندیدن حیوانات شبیه نیست.

یکی از عجیب‌ترین این موارد، نمونه‌ای کشف‌شده در فیلادلفیای آمریکا بود که بسیار به سرستون‌های تخت جمشید شبیه بود و برخی ایرانیان این خبر را مدتی در بوق‌وکرنا کردند. دوست سنگواره‌شناسی که در آمریکا زندگی می‌کرد، پس از چند ساعت جستجو و صحبت با چند نفر محلی، متوجه شد نمونه کشف‌شده چیزی نیست جز یک راکن که چند صباحی در آب دریاچه شناور مانده و به همین دلیل هم موهایش ریخته و قسمت نوک پوزه‌اش با دندان‌های نیش‌اش بیرون زده است. بدین‌ترتیب راکن تبدیل به سرستون تخت جمشید می‌شود!

این تقریباً همان اتفاقی است که برای لاشه سگ حوالی روستای آق‌‌بولاغ رخ داده و رطوبت محیط موجب پوسیدگی نامنظم در قسمت‌های مختلف بدن سگ شده است.

چند پرسش بزرگ
شنیدن چنین اخباری در کشور ایران سابقه طولانی دارد. همیشه افرادی بوده‌اند که بر اساس حدسیات نادرست خود، شروع به شایعه‌پراکنی کرده‌اند و پس از یک‌کلاغ و چهل‌کلاغ‌های همیشگی، ناگهان خبری اعجاب‌برانگیز و چون کوس توخالی جنگیان، پرصدا به‌راه افتاده و پس از اندکی، فروکش‌کرده است.

این که چند روستایی با دیدن چنین لاشه عجیبی انگشت حیرت بگزند و فکر کنند در این کشف فتح‌الفتوحی کرده‌اند، هیچ اشکالی ندارد. بارها خود من مخاطب چنین افرادی بوده‌ام که پس از دیدن عکس‌هایشان و توضیح در مورد حقیقت ماجرا (که مثلاً این استخوان‌های گراز یا خرگوش است) پذیرفته‌اند و رفته‌اند.

اما نوک تیز انتقاد به سمت خبرگزاری‌هایی است که بی‌دانش و بی‌پرسش، چنین اخباری را باد می‌کنند و به دنبال متخصصان معتبر بین‌المللی زیست‌شناسی می‌گردند، درحالی که راه مکتب را در کشور خود بلد نیستند. از آن طرفه‌تر رسانه ملی است که در انتشار چنین اخباری به جد می‌کوشد و برنامه پر می‌کند. در این معرکه پرهیاهوی تجارت اخبار، کسی جز همان چند تن روستایی نبودند که دانستند باید سری به دانشگاه بزنند و از استادی بپرسند ماجرا از چه قرار است.

تنها اخباری این‌چنین در حوزه کاری جانورشناسی می‌تواند به طنزنامه‌ای چندین صفحه‌ای از تلخیات روزگار ما بدل شود. شاید دیگر نیازی به شرح ماجرای دختر بااستعداد و معمای انیشتن و چندین و چند خبر نادرست دیگر در حوزه‌های گسترده علوم پایه نباشد.

سرانجام، باز هم از خود می‌پرسم جایگاه علوم پایه در کشور ما تا چه حد فراموش شده که در دستگاه‌های خبرپراکنی عریض و طویل‌ ما، هیچ بازبینی علمی نه وجود دارد و نه نیازی به متخصصان حس می‌شود. کاش مسئولین پایگاه‌های خبری متعدد ایرانی و به ویژه صداوسیما که در رونویسی از دست همدیگر استاد شده‌اند و بی‌مسئولیت هرچیزی از این قسم را نقل می‌کنند، این نوشته کوتاه را هم بخوانند. البته اگر این دوستان کار خود را اصلاح کنند، خوراک خبری هم برای بنگاه‌های خبری نه‌چندان خیرخواه خارج از ایران درست نمی‌کنند


جمعه 90 تیر 3 , ساعت 11:31 عصر

لیست کل یادداشت های این وبلاگ